Thursday، September 28، 2006


جان مریم

آهنگساز : کامبیز مژدهی
شاعر : محمد نوری
سل مینور - کوک ساز : (دوسل – ر ر )
جان مريم چشماتو واكن، منو نگاه كن
شد هوا سفيد، در اومد خـــــــــــورشيد

وقت اون رسيد كه بريم به صحرا ...... آی نازنين مريم، آی نازنين مريم

جان مريم سری بالا کن، منو صدا كن
بشيم رونه، بريم از خــــــــــــــــــونه

شونه به شونه، به ياد اون روزها ...... آی نازنين مريم، آی نازنين مريم

باز دوباره صبح شد، من هنوز بــــيدارم
كاش می خوابيدم، تو رو خواب می ديدم

خوشه ی غم تـــوی دلم ...... زده جوونه، دونه بدونه
دل نمی دونه، چه كــنه با اين غم ...... آی نازنين مريم، آی نازنین مریم
بيا رســــيد وقت درو ...... مال منی از پيشم نرو
بيا سر كارمون بريم ...... درو كــــنيم گندمارو
بيا رسيد وقــــت درو ...... مال منی از پيشم نرو

بيا ســــــــر كارمـــــــــون بــــــريم
بیا بیا نازنین مریم، آی نازنین مریم
در اینجا میتوانید نت را دانلود کنید
در اینجا میتوانید به آهنگ گوش بدهید
8   نظر                      فاضل روستایی  ||  2:10 AM





Friday، September 22، 2006


زهره

آهنگساز : مجید وفادار
شاعر : جهانگیر تفضلی
دستگاه : سه گاه
یاد ازآن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشم رقیبان در کنار من
حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شام تار من آخر کجایی زهره

یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم گردش کنان تنها
راه می رفتیم و در بین شقایقها
بود عالم ما را لطف و صفایی زهره

بود هنگام غروب و آن روز پر زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را
گفتیم و گفتنها بس رازهایی زهره

چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سرد گشتی و نمودی این چنین خوارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو تو دارم آخر خدایی زهره
در اینجا میتوانید نت را دانلود کنید
در اینجا میتوانید به آهنگ گوش بدهید
2   نظر                      فاضل روستایی  ||  10:42 PM





Thursday، September 07، 2006


ساقی نامه

آهنگ از ردیف موسیقی ایران
شاعر : حافظ
دستگاه :همایون (اصفهان)
بیا ساقی آن می که حال آورد ...... کرامت فزاید کـــــــمال آورد
به من ده که بـــــس بی‌دل افتاده‌ام ...... و زین هر دو بی‌حاصل افتاده‌ام
بیا ساقی آن می کزو جام جم ...... زند لاف بینایی انـــدر عدم
به من ده که گردم به تأیید جام ...... چــو جم آگه از سر عالم تمام
بیا ساقی آن آب اندیشــــــــــه ‌سوز ...... که گر شیر نوشد شود بیشه‌ سوز
بده تا روم بر فلک شـــــیرُ گیر ...... به هم بر زنم دام این گرگ پیر
به هم بر زنم دام این گرگ پیر

******

الهی به مستان میخانه ات ...... به عقل آفرینان دیوانه ات
به میخانه وحدتم راه ده ...... دل زنــده و جان آگاه ده
می ای ده که چون ریزیش در سبو ...... بـــــر آرد ســــبو از دل آواز هــــو
از آن می که گر شب ببینی به خواب ...... چو روز از دلــــــت ســر زنــد آفتاب
می ای سر به سر شور و مستی و حال ...... ازو یــــــــک قــــــدم تا در ذوالــــجلال
دلا خیز و پایی به میخانه نه ...... صــــــلایی بمستان دیوانه ده
دماغم زمـــــیخانه بویی شنید ...... حذر کن که دیوانه هویی شنید
تو در حلقه ی می پرستان درا ...... که چیزی نبینی به غیر از خدا
به میخانه آی و صفا را ببین ...... مــبین خوشتن, خدا را بـــبین
در اینجا میتوانید نت را دانلود کنید
در اینجا میتوانید به آهنگ گوش بدهید
7   نظر                      فاضل روستایی  ||  3:42 PM




نظرها